چون دانه یِ ن
ازی به شکفتن ز تو و نازکشیدن همه از من
بر خرمنِ چشمان تو و داسِ نگاهت، پَرِ گندم همه از من
این عشق چو شیریست به سلطانی و صیاد به بازی
گستردن دامَش ز تو و طعمه آهو، همه از من
بتخانه و میخانه و ساقی و صبوحش به کناری
در وسعت این ملک تباهی، سَرِ شاهی ز تو، تاجش همه از من
شادیم به شکرانه دیدار تو و مست چو خیام
صد بوسه پنهان ز تو و داغ لبانش، همه از من
در حالت مستی، شکستیم سر و دست و دل و جام
دست و دل ساقی به سَرِ خُم ز تو، جامَش همه از من
چون پیل به شطرنج بلای تو پیاده نتوان رفت
فتحِ رخ و اسب و شه و آن کهنه وزیرش ز تو، ماتَش همه از من
وامانده و ویران و خراباتی و بیچاره آن زلف سیاهم
حیران طبیبم، همه درمان ز تو، دردش همه از من گوشه دنجی برای فراموشی...
ما را در سایت گوشه دنجی برای فراموشی دنبال میکنید
برچسب: تو از من سیری,تو از من چه میدانی,تو از من هیچی نمیدونی,تو از من,تو از من صبر توانی کرد,اثری بعد از تو از من نمیمونه,سرخی تو ازمن,بیا تو از من رد شو,سهم تو از من,دلبری ازتو دلبستگی از من, نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 10:53